آرشیو برای ماه : اردیبهشت, ۱۳۸۸

یا زهرا

نوشته شده در قسمت : مذهبی توسط : مرتضی

یا زهرا مرتضی مهدیزاده همچون کوچه ای بی انتها

مدینه بوی گل لاله میده…

مدینه به سینه ها ناله میده…

مدینه داغ هزار ساله داره…

مدینه زهرای هجده سال داره…

مدینه وقتی درو آتیش زدن…

طفلای فاطمه پر پر می زدن…

مدینه کوچه ای تنگو ، دلی سنگو صدای سیلی…

باباجون مادر ما از بچه هاش رو میگیره…

نمی دونم چیه دستاشو به پهلو می گیره…

یا زهرا…

دلم…

نوشته شده در قسمت : دل خودم توسط : مرتضی

دلم تنگه…دلم تنگه…

دلم تنگه…دلم تنگه…

دلم تنگه…دلم تنگه…

دلم تنگه…دلم تنگه…

دلم تنگه…دلم تنگه…

همه چی همین بود ؟؟؟

نوشته شده در قسمت : دل خودم توسط : مرتضی
مرتضی مهدیزاده همچون کوچه ای بی انتها

چی بگم آخه....

این دیگه چی بود ؟!

این دیگه چی بود ؟!

چه شد…؟

نوشته شده در قسمت : دل خودم توسط : مرتضی

نمی دونم یه دفه خیلی اتفاقا پیش اومد و رفت…

هم خوب داشت هم بد…!

در کل همش یه تجربه بود…

بیخیال…

حالا دیگه همه چیز تغییر کرده…

این روزا یه خورده داره سخت می گذره…! نمی دونم شاید بخاطر بی برنامه ایم باشه…!!!

در کل می دونم چشم بهم بزنم تموم میشه ولی بازم سخته…

محیط زندگیم اصلا مناسب این روزا نیست این کارو سخت تر می کنه…

هم نگران خودمم هم نگران…

یا زهرا {راستی ایام فاطمیه تسلیت}