تولد؟

نوشته شده در قسمت : دل خودم, عمومی توسط : مرتضی

این روزا چقدر هوا سرده…

چقدر شبا بی رحمه…

روز و شب دیگه فرقی نداره زندگی یک رنگه…!

داشتیم می رفتیم ولی نذاشتن…

گفتن: عقب عقب ، اینجا جایه تو نیست!

بی خودی خودتو اینجا جا نکن!

ولی خوب من چیکار کنم؟

دست من نبود که؟

مگه من می تونم کاری کنم؟

همش دسته اونه…

هر کاری و هر چیزی…!

تو چنین روزی پا به این دنیا گذاشتم…

هنوز به نتیجه خاصی نرسیدم…

اصلا کی گفت من بیام…

فهمیدی بهم بگو…

دیدگاهتان را بنویسید :